Monday



بسم الله الرحمن الرحیم و هو العلی العظیم و هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن و هو بکل شی علیم-صدق الله العلی العظیم-باذن الله و رسوله (ص) وباذن مولانا امیرالمومنین علیه افضل صلوات
روزها فکر من اینست و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم ؟
از کجا آمده ام ؟ آمدنم بحر چه بود ؟
به کجا می روم آخر ؟ ننمایی وطنم
هشيار باش، خلقت عالم ز بهر توست غير از خدا هر آن چه كه خواهی شكست توست
خداوند رحمان خطاب به رسول الله (ص) :ای رسول ما بندگان من در دنیا به چند چیز افتخار می کنند : --- بگو به آنان که به زیبایی چهره می نازند ( از آن سوء استفاده میکنند در راه بد ) بگو آتش جهنم چهره ات را زشت و سیاه میکند سوره یس آیه 67 --- به آنانی که به مال و اولاد و ثروت خویش مینازند بگو :دیگر مال و اولاد و ثروت در قیامت هیچ نقشی ندارد سوره یس آیه 23 --- بگو به آنانیکه به زور و مقام خود مینازند (و از آن سوءاستفاده
میکنند) بگو فرشتگان عذاب بسیار نیرومند و خشمگینند
حضرت محمد (ص) خطاب به علی (ع) فرمود : علی جان خودت را آماده کن که بعد از مرگ (شب اول قبر) این 4 سوال را از تو هم خواهند پرسید: -.عمرت را در چه راهی گذراندی ؟ --- جوانیت را در چه راهی گذراندی ؟ ---اموالت را از چه راهی درآوردی ؟ --- اموالت را در چه راهی مصرف کردی ؟
مردى خدمت امام حسين عليه السلام رسيد، و عرض كرد كه شخص ‍ گنه كارى هستم و نمى توانم خود را از معصيت نگهدارم ، لذا نيازمند نصايح آن حضرت مى باشم . امام عليه السلام فرمودند: پنج كار را انجام بده ، بعد هر گناهى مى خواهى بكن ! اول : روزى خدا را نخور، هر گناهى مايلى بكن ! دوم : از ولايت خدا خارج شو، هر گناهى مى خواهى بكن ! سوم : جايى را پيدا كن كه خدا تو را نبيند، سپس هر گناهى مى خواهى بكن ! چهارم : وقتى ملك الموت براى قبض روح تو آمد اگر توانستى او را از خودت دور كن و بعد هر گناهى مى خواهى بكن ! پنجم : وقتى مالك دوزخ تو را داخل جهنم كرد، اگر امكان داشت داخل نشو و آن گاه هر گناهى مايلى انجام بده ! بحارالانوار جلد 87 صفحه
شیطان همواره به فرزندانش میگوید : سه کار انجام بدهیم تا انسانها را جهنمی کنیم سپس خود نشسته و تنها نظاره کنیم :
کاری کنیم انسانها کارهای (نیک ) خود را بزرگ شمارند
کاری کنیم انسانها گناهان خود را فراموش کنند
کاری کنیم انسانها خودبین و خودپسند شوند
شخصی خدمت آقا امام صادق رسید و فرمود:این چه وضعیتیست که ساخته اید؟ (مشروب حرامست-قمار حرامست و نگاه مستمر به نامحرم ...) امام فرمودند: بسیار خوب پس 2 حالت دارد --- یا مرگ و مردن وبهشت و جهنمی هست و واقعیت دارد (که البته که دارد) که در آن صورت ما برنده ایم (چون مطیع و فرمانبردار بوده ایم) --- یا واقعیت ندارد که باز هم ما برنده ایم --- شخص با تعجب گفت باز شما برنده اید ؟ امام فرمود بلی چون ما نماز میخوانیم در نتیجه آرامش قلبی داریم - مشروب نمینوشیم پس به بیماریهای مربوطه مبتلا نمی شویم و ...و
صد بار بدی کردی و دیدی ثمرش را ---- نیکی چه بدی داشت که یکبار نکردی؟
از مولاعلی(علیه افضل صلوات) نقل شده
هنگامیکه شخصی از قبرستانی عبور میکند اموات او را اینچنین خطاب میکنند:
ای بنده ی خدا اگر میدانستی چه اوضاعیست عالم برزخ از شدت ترس و وحشت گوشتهای تنت آب میشد و روی این سنگها میریخت
علی (ع) : آنچنان با مردم آمیزش و رفت و آمد کنید که اگر مردید برایتان بگریند و اگر ماندید شوق دیدار شما را داشته باشند
مولا علی (ع) : ای مردم کاری نکنید مرگ اول ناراحتی شما باشد , اول راحتی دیگران --- کاری کنید مرگ اول راحتی شما باشد , اول ناراحتی دیگران
رسول الله ( ص ) فرمود: براى موعظه و پند مرگ كافى است و براى بى نيازى يقين كافى است و براى مشغول بودن عبادت بس است . اصول كافى جلد 3 صفحه 136
گرگ اجل یکایک ازین گله میبرد ---- بین گله را که چه آسان میچرد
خدای سبحان : ای بنده ی من نگران روزی خود هستی که اون رو من هر روز بهتون میرسونم - عمرت هرروز داره کمتر میشه هر روز هم خوشحال تر میشی ؟
امام صادق (ع) : بدبخت آن کسی نیست که نمیتواند هزینه ی خورد و خوراک و زندگی خود را بپردازد
بلکه بدبخت و بیچاره آن کسیست که نمیداند (احکام و احادیث) و نمیداند کجا برود تا بفهمد --- از آن بدبخت و بیچاره تر آن کسیست که نمیداند اما خیال میکند که زیاد میداند
امام صادق: کسی که برای تو سخنرانی میکند قبله ی توست --- پس اگر از خدا گوید تو(شنونده) خدارا عبادت کرده ای ولی اگر از غیرخدا گوید شیطان را عبادت کرده ای
امام صادق: بشنو و پیروی کن کسی را که تو را میگریاند اما به درک و معرفتت می افزاید پیروی مکن کسی را که تورا با حرفهای یاوه میخنداند و گولت میزند
امام صادق (ع) : دوست من آن کسیست که عیوبات مرا به من هدیه دهد
مولا علی (ع) : به دشمن از آن جهت عدو گویند که در گفتن اشتباهات انسان تعدی می کند
مکن کاری که بر پا سنگت آیو --- جهان با این فراخی تنگت آیو --- چو فردا نامه خوانان نامه خوانند --- تورا از نامه خواندن ننگت آیو
امام صادق:همانا خداوند خیر هر بنده ای را بخواهد او را در دینش دانشمند میکند
مولاعلی (ع):مردم 3 گروهند
1.دانشمندان ربانی
2.دانشجویان راه نجات
3.پشه:که به هر بادی بچمند و به هر سمتی هر صدایی برود ...
راستی بچه ها عید نزدیکه --- عید همتون مبارک --- اما یادتون نره مولا علی (ع) میفرماید: عید تو آن روزیست که یک پلیدی )گناه) رو از خود دور کنی --- عید تو آن روزیست که به درک و معرفتت بیفزایی
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
بزرگى گفت : در مسجد جامع شدم . جماعتى را ديدم كه غيبت يكى مى كردند. ايشان را از آن منع كردم . ترك آن كردند و ديگرى را در ميان آوردند. من نيز در بعضى از آن شروع كردم . شبانه در خواب ديدم كه يكى طبقى گوشت خوگ بياورد و گفت : بخور. گفتم : من گوشت خوك نخورم . وى بانگ بر من زد كه ديروز مى خوردى (آنچه بتر(824) از اين بود.) پاره اى از آن در دهن من نهاد. از خواب در جستم . طعم گوشت خوك در دهن من بود. تا مدت سى روز هر طعامى كه مى خوردم ، طعم گوشت خوك مى شنيدم
غيبت در خيال
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
بزرگى گويد: روزى در گورستانى بودم . جوانى را ديدم كه به تعجيل مى رفت در زى (826) صوفيان . با خود گفتم : اين جوان از آنان است كه زحمت خود بر مردمان اندازد. شبانه در خواب ديدم كه جوان را بر جنازه اى پيش من آوردند و گفتند: وى را مى خوردى . توبه كردم كه ديگر غيبت كس نكنم و هر روز بدان گورستان مى شدم تا باشد كه وى را ببينم و از وى حلالى خواهم ، تا مدت يك سال . بعد از يك سال وى را ديدم كه مى آمد. گفت : اگر توبه كرده اى تو را حلال كردم .
آدرس جلسه : میدان جمهوری - خیابان آذربایجان - خیابان قصرالدشت - خیابان مالک اشتر - نرسیده به خیابان خوش - جلسه اخلاق شیخ علی اکبر تهرانی
ساعت شروع برنامه ها(نماز-حدیث و احکام(بخش اعظم جلسه)-نوحه) : 7:30 شب - پنج شنبه ها
برادران میتوانند در صورت عدم دسترسی یا هرگونه ناتوانی برای شرکت در جلسه شبهای جمعه راس ساعت 7:30 بوسیله ی اینترنت سخنان استاد را گوش کنند برای این منظور به سایت زیر مراجعه نمایید
http://www.aliakbar.ir/

ترس از خدا
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
آورده اند كه مردى فاسق فاجر بود. چون به در مرگ رسيد، وصيت كرد كه چون وفات كند، وى را بسوزند و خاكسترش نيمى در دريا و نيمى در بيابان به باد دهند. چون وفات كرد، چنان كردند. پادشاه عالم حكم كرد باد و آب را تا ذرات و اجزاى او را جمع كردند و به كمال قدرت خود او را زنده گردانيد و گفت : اى بنده من ! اين وصيت براى چه كردى ؟ گويد: خداوندا! از ترس تو كردم ، گفتم : باشد كه مرا زنده نكنى و عذاب نفرمايى . گفت : از من ترسيدى ؟ گويد: آرى . پادشاه عالم گفت : من بر خود واجب كرده ام كه هر كه از من بترسد در دنيا، من وى را ايمن گردانم در عقبى . برو كه بر تو رحمت كردم و از دوزخت آزاد كردم .
کرم بین و لطف خداوندگار ------ گنه بنده کردست او شرمسار
رستگاری فاسق
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
آورده اند كه پير زنى بود و دو پسر داشت : يكى فاسق و فاجر، و يكى صالح و زاهد. پسر صالحش وفات كرد. پير زن هيچ جزع (828) نكرد و پسر فاسق چون به در مرگ رسيد، پير زن فرياد بر آورد و زارى مى كرد. پسر گفت : اى مادر! جزع و فزع (829) و گريه و زارى از براى چيست ؟ گفت : از براى آنكه تو بدكردارى ، مى ترسم كه به مالك دوزخت سپارند. گفت : اى مادر! اين چه حكايتى است . اگر مرا به تو سپارند تو مرا به دوزخ سپارى ؟ گفت : نه . گفت : خداى من هزار بار بر من از تو مهربانتر است . اميد چنان مى دارم كه مرا به مالك دوزخ ندهد. فغفر الله له و فضله على اخيه بسبعين درجة . حق تعالى وى را رحمت كرد و درجه وى را هفتاد بار چند درجه برادرش گردانيد.
بازابازا هر آنچه هستی بازا
گر کافر و گبر و بت پرستی بازا
این درگه ما درگه نومیدی نیست
صد بار اگر توبه شکستی بازا
مولا علی ع : در میان گناهان چیزی بالاتر از نا امیدی از رحمت خدا نیست
فقط مواظب باشید این نشید :
توبه بر لب سبحه بر کف دل پر از شوق گناه
معصیت را خنده می آید ز استغفار
ولين منزل آخرت
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
آورده اند كه عيسى عليه السلام پيرزنى را ديد بر سر گورى نشسته و زار زار مى گريست . عيسى عليه السلام پرسيد كه صاحب اين گور تو را چه مى شود؟ گفت : پسر من . گفت : مى خواهى تا دعا كنم كه زنده شود. گفت : خواهم . عيسى عليه السلام دعا كرد. شخصى از گور برآمد با روى زرد و موى سفيد و پشت دوتا. پس پيرزن گفت : اين پسر من نيست كه پسر من جوان بود با وى چون ماه و موى سياه و بالا چون سرو روان . آن شخص گفت : من پسر توام ، زردى روى من از تاريكى گور است ، كجى پشت من از تنگى لحد و سفيدى موى من از هول منكر و نكير. حال گورا نيست كه اول منزل است از منازل آخرت كه : القبر اول منزل من منازل الاخرة (627)
تلخی جان کندن
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
آورده اند كه عيسى عليه السلام به گورستانى گذر كرد. گورى را ديد كه آتش از او بر مى آمد. عيسى عليه السلام دوگانه اى (620) بگزارد و عصا بر گور زد. گور شكافته شد. شخصى را ديد در ميان آتش . گفت : يا روح الله ! من مردى بودم از پس زنان مردم رفتمى و ناشايستها كردمى . چون وفات كردم و مرا دفن كردند، خطاب عزت دررسيد كه وى را بسوزانيد. از آن روز مرا مى سوازنند. عيسى نگاه كرد، مارى سياه عظيم ديد در گور وى ، پرسيد كه با اين مسكين چه مى كنى ، گفت : تا وى را دفن كرده اند از وى غايب نبوده ام با زهرى كه اگر قطره اى از آن به رود نيل و فرات افتد جمله زهر قاتل شود. اين شخص گفت : يا روح الله ! از حق تعالى درخواه تا بر من رحمت كند. عيسى عليه السلام درخواست نمود. خطاب عزت رسيد كه هر كه از پس زنان مردم رود ما او را عذابى كنيم كه كس را نكرده باشيم ؛ اما چون تو از ما درخواستى ما او را به تو بخشيديم . عيسى عليه السلام گفت : مى خواهى كه با من باشى ؟ گفت : يا روح الله ! عاقبت چه باشد؟ گفت : عاقبت مرگ . گفت : نمى خواهم كه صد سال است كه مرده ام هنوز تلخى جان كندن در كام من است . عيسى عليه السلام دعا كرد تا گور بر وى راست شد.
دنیا همه اش جهل است مگر آنجاد که علم است ( علم معنوی ) --- علم همه اش جهل است مگر آنجا که عمل باشد --- عمل همه اش ریاست مگر آنجا که اخلاص باشد
از حضرت زهرا و امام صادق سوال شد آیا شما در قیامت شفاعت مارا می کنید؟
عرض شد شما به شکل انسان وارد شوید ما شفاعت کنیم
مولا علی (ع) می فرمایند : من و فاطمه به محضر مبارک رسول خدا (ص) مشرف شدیم و او را در حالی که شدیدا گریه میکرد مشاهده نمودیم به او گفتم : پدر و مادرم به فدایت ، چه چیزی شما را به گریه واداشته است ؟ حضرت فرمود : ای علی در شب معراج که به آسمان رفتم ، زنان امت خود را در عذاب شدید دیدم به طوری که آنها را نشناختم . از همین رو برای آنچه از شدت عذاب آنها دیدم گریان هستم بعد فرمود :
1-زنی را دیدم که او را به موهایش آویزان کرده بودند ، و مغز سرش می جوشید.
2-زنی را دیدم که به زبانش آویزان بود ، و حمیم در حلق او می ریختند.
3-زنی را دیدم که گوشت بدنش را می خورد و آتش از زیر آن زبانه می کشید.
4-زنی را دیدم که دو پایش به دستهایش بسته و بر او مارها و عقربها مسلط بودند.
5-زنی را دیدم که به دو پستانش آویزان شده بود.
6-زنی را دیدم کر و کور و لال ، در حالی که در تابوتی از آتش ، مغز سرش از دماغش خارج میشد و بدن او به صورت جذام و برص می بود.
7-زنی را دیدم که به دو پایش آویزان کرده اند ، در حالی که در تنوری از آتش بود.
8-زنی را دیدم که گوشت بدنش را از قسمت جلو و عقب به وسیله قیچیهائی از آتش جدا می کردند.
9-زنی را دیدم که صورت و دستهایش آتش گرفته ، در حالی که روده هایش را میخورد.
10-زنی را دیدم که سرش سر خوک و بدن او بدن الاغ ، و بر او هزار هزار انواع عذاب بود.
11-زنی دیدم به صورت سگ که آتش از عقب او خارج میشد و ملائکه با گرز آهنین از آتش بر سر و بدنش می کوبند.
بعد حضرت فاطمه (س) خطاب به پدر بزرگوارش فرمود : به من بگو که این زنان عمل و روششان چه بود که خداوند چنین عذابی را برای آنان مقرر فرموده است ؟
رسول خدا (ص) فرمود :
آن زنی که او را به موهایش آویزان کرده بودند ، برای این بود که موهایش را از مردان نامحرم نمی پوشانید.
آن زنی که به زبانش آویزان بود ، برای این بود که شوهرش را با زبانش اذیت میکرد.
اما آن زنی که گوشت بدنش را می خورد ، بدنش را برای مردم زینت میکرد.
آن زنی که به پاهایش آویزان بود برای اینکه از خانه بدون اجازه شوهرش خارج میشد.
اما آن زنی که به دو پستانش آویزان بود ، از همبستر شدن با شوهرش خود داری میکرد.
آن زنی که پاهایش به دستهایش بسته بود و مارها و عقربها بر او مسلط بودند ، برای اینکه از آبی که نجس و آلوده بود برای وضوء و شست وشوی استفاده می کرده و رعایت پاکی و نجسی را نمی نموده است. و همچنین با لباس نجس و کثیف بوده و پس از جنابت و حیض غسل انجام نمی کرد و در نمازش سستی میکرد.
اما آن زنی که کر و لال بود از راه زنا بچه دار میشد و به شوهرش نسبت می داد.
آن زنی که صورت و بدنش را با قیچی جدا می کردند ، خود را بر مردان عرضه میکرد.
اما آن زنی که صورت و بدنش می سوخت ، در حالی که روده هایش را می خورد برای اینکه واسطه عمل منافی عفت بود.
آن زنی که سرش سر خوک و بدنش بدن الاغ بود سخن چین و دروغگو بود.
آن زنی که بصورت سگ بود به خاطر آنکه در دنیا آوازه خوان و حسود بود.
آنگاه رسول خدا (ص) فرمود : وای بر زنی که شوهرش را ناراحت کند ، و سعادتمند آن زنی است که شوهرش از او راضی باشد.
عیون الاخبار الرضا جلد 1
حضرت محمد (ص) : شیطان به حضرت موسی (ع) گفت : ای موسی ! با زنی که به تو محرم و یا حلال نیست خلوت مکن ( تنها مباش ) ، به خاطر آنکه هیچ مردی با زن نامحرمی خلوت نمی کند ، مگر این که من همراه آن دو هستم. ( و خودم شخصا آن دو را برای گناه و رابطه نامشروع تحریک و وسوسه می کنم ) بحارالانوار جلد 13 صفحه 350 ، جلد 63 صفحه 251 ، جلد 72 صفحه 197 ، جلد 104 صفحه 48
همچنین فرمود : زنا برای همه اعضای انسان وجود دارد : زنای چشم، نگاه به نامحرمان است، زنای زبان، سخن گفتن با نامحرمان ، زنای گوش، شنیدن سخن نامحرمان و زنای دست، لمس بدن نامحرمان است.
-----------------------------------------------------------------------------------
منابع و ماخذ
سخنان گهربار استاد شیخ علی اکبر تهرانی
کتاب داستان عارفان

1 نظرات:

aria گفت...

salam ghanary
mibinam ke omady ghatye weblog nevisa be webloge manam sar bezan .to nazarat adrese weblogetto baram send kon pakesh kardam
www.civilengineering2.blogfa.com